دور از وطن

یادداشت های یک ایرانی دور از وطن

لغات فارسی رایج در زبان انگلیسی

سلام…
از موقعی که اومدم اینجا، سعی داشتم که استفاده از دیکشنری (لغت نامه، فرهنگ لغت و…) انگلیسی به فارسی رو کنار بذارم و به جای اون از دیکشنری انگلیسی- انگلیسی از جمله آکسفورد و لانگ من و… استفاده کنم. روزهای اول مسلمن خیلی سخت بود و اصلن چیزی حالیم نمیشد. حالا دیکشنری لانگ من یه خورده ساده تر نوشته بود و بهتر بود، ولی آکسفورد برام مشکل بود. من هم دیگه اون کار به نظرم نتیجه نمیداد و گذاشتمش کنار و به جاش از دیکشنری انگلیسی به فارسی از جمله حییم و هزاره ( تالیف مرحوم حق شناس) استفاده میکردم و میکنم. در این که استفاده از دیکشنری انگلیسی- انگلیسی بهتره بحثی نیست؛ ولی در اون دوره برام مفید نبود و نتیجه نمی داد. این قضیه مربوط میشه به حدود هفت، هشت ماه قبل.
ولی اخیرن استفاده از دیکشنری انگلیسی- انگلیسی رو شروع کردم. یه دیکشنری هست که مدرسه گفته بخریم و در واقع برای دانش آموزها هست. انتشارات دانشگاه آکسفورده و زبان تقریبن ساده و روانی داره و ورژن استرالیایی هم هست. یه مزیت دیگه ای که داره اینه که ریشه ی بسیاری از لغات رو هم نوشته؛ که از چه زبانی و به چه معنی هست.
حالا بعد از این همه مقدمه چینی برم سر اصل مطلب… تو این مدت به ریشه ی لغات خیلی دقت کردم و خیلی لغات انگلیسی رایج در فارسی دیدم و سعی کردم تا حد امکان اونا رو یادداشت کنم و مفصل تو پست های آینده درباره ش بنویسم. چند تا کلمه انگلیش با ریشه فارسی هم بود که الان میخوام درباره ی اون بنویسم. تا اونجایی که من دقت کردم، تنها هفت کلمه از این دست پیدا کردم. اما مطمئنن لغات بیشتری هست.
کلمه ی اولBazaar هست که برای همه آشناست. همین طور که در تصویر زیر می بینید، توضیح داده که Bazaar به مجموعه ای از مغازه و فروشگاه در خاورمیانه گفته میشه و ریشه اش هم از کلمه ی بازار خودمون هست که درست معنی شده.

کلمه ی بعدی Caravan هست که به نظرم تنها معنی دومش (گروهی از مردم مسافر) در پارسی خودمون رایج بوده و هست.

کلمه ی سوم Dervish هست. (همون درویش خودمون) به نظرم توضیح درستی برای این لغت ننوشته.

کلمه ی بعدیDivan هست که این هم به نظرم معنی درستی ننوشته. اون دیوانی که من میشناسم، مجموعه ای اشعار یک شاعر هست.

کلمه های بعدی هم Kiosk و Paradise و Pashmina هستند. البته من کلمه ی Pashmina رو تا حالا در زبان انگلیسی ندیدم و نشنیدم. حتی موقع تایپ این کلمه تو ورد، خطای غلط املایی میده. یه چندتا کلمه ی دیگه هم هست که تا اونجایی که من میدونم، ریشه ی فارسی دارن؛ از جمله Khaki که همون رنگ خاکی! منظورشه و همچنین کلمه ی Pyjamas ((Pajamas .

در پایان اگر اشکالی بود یا کلمه ی دیگه ای سراغ داشتید، لطفن کامنت بدید تا مطلب کامل تر و بهتر بشه.

9 پاسخ به “لغات فارسی رایج در زبان انگلیسی

  1. Pooya 18 نوامبر 2010 در 19:08

    thunder همون تندر خودمونه

    • دور از وطن 18 نوامبر 2010 در 22:59

      من تو همین دیکشنری نگاه کردم ولی نگفته بود ریشه فارسی داره یا نه. شاید ما خودمون از اونا گرفته باشیم.

  2. sn0o0owman 18 نوامبر 2010 در 19:27

    سلام
    کباب هم جزء همین کلمات به حساب میاد
    kobab or kabab

    • دور از وطن 18 نوامبر 2010 در 23:01

      به نظرم کلمه kebab ریشه ترکی داره.

  3. qalatdikte 18 نوامبر 2010 در 22:45

    Pashmina رو تو یکی از قسمت های سریال friends شنیدم . کلآ خیلی کم استفاده میکنن

    • دور از وطن 18 نوامبر 2010 در 22:49

      من خودم هم تا حالا نشنیده بودم. مرسی

  4. رامین 19 نوامبر 2010 در 02:00

    درود بر شما دوست گرامی
    من از دوستداران و پژوهشگران واژگان پارسی هستم و در پژوهشهای خود فهمیده ام که نه تنها بسیاری از واژگان زبان لاتین ریشه پارسی دارند که بسیاری از واژگانی که ما گمان می کنیم عربی هستند نیز پارسی هستند و چون در گذر زمان به عربی وارد شده اند مردم ما آنها را عربی می پندارند.
    در زبان لاتین واژگان بسیاری هست که ریشه پارسی دارند که من چن تا از آنها را اینجا می آورم:
    1) Paradise که همان «پردیس» پارسی است که پس از اینکه تازیان ایران را اشغال کردند «فردوس» نیز گفته می شود.
    2)Father و Mother که همان «پدر» و «مادر» پارسی است و شاید شنیده باشید که گهگاه واژه Mam را نیز بکار می برند که همین واژه نیز در پارسی هست.
    3)Thou که همان «تو» پارسی است با همان معنی. این واژه امروزه کاربرد ندارد و به جای آن You بکار می برند.
    4)Man که همان «من» در زبان پارسی است که در گذشته های دور معنی یکسانی داشتند و با گذشت زمان معنی های متفاوتی یافتند.
    5)Human که همان «هومن» پارسی است که به معنی نوع انسان است و در زبان پارسی معنی هومن تا اندازه ای فرهنگی تر از Human در زبان لاتین است.
    6)Door که همان «در» پارسی است.
    7)Guard که همان واژه «گارد» پارسی است که از دوران اشکانیان به جا مانده است و به سربازان ویژه کاخ شاهنشاهی گفته می شد. بسیاری از هم میهنان ما نمی دانند که این واژه بی هیچ تغییری به زبان لاتین رفته است.
    8)George که همان «گرگ» در زبان پارسی است که در کشور های گوناگون با گویشهای گوناگون بیان می شود.
    9)Cow که همان «گاو» در زبان ما است.
    10)Star که همان «ستاره» در زبان پارسی است. اگر دیده باشید امروزه یک ستاره را به شکل پنج گوشه روی کاغذ می کشیم اما مردمان ما در گذشته آن را به شکل سه گوشه می کشیدند با سه تار نازک و آن را «سه تاره» یا «ستاره» می نامیدند. مدارکی در برخی از کتابهای دانشمندان گذشته هنوز در این باره موجود هست.
    11)Tension که همان واژه «تنش» در پارسی است به مهنای کشش و پیچش و فشار که در روانشناسی نیز کاربرد دارد.
    12)Name که همان «نام» در زبان پارسی است.
    13)Nickname که همان «نیک نامی» در پارسی است و همان نامی است که فردی مشهور و شناخته شده را با آن می نامند. با این تفاوت که در زبان ما این واژه را برای انسانهای برتر و فرهیختگان جامعه بکار می بریم و در زبان لاتین از آن برای اسم مستعار استفاده می کنند.
    14)Algorithm که از نام خوارزمی گرفته شده است. در زمان خوارزمی که بیشتر نوشتار ها به عربی نوشته می شد او را الخوارزمی می نوشتند.
    و این داستان ادامه دارد …..

    • دور از وطن 19 نوامبر 2010 در 02:17

      سپاس از شما گرامی.

  5. رضا 20 نوامبر 2010 در 00:35

    كلمه داتر(دختر) در زبان گيلكي دتر(دختر)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: